کتابهای 86 تا 90 از 147    صفحات:   <  10  11  12  13  14  15  16  17  18  19  >
نمايش كتاب‌های دارای حق انتشار

وقتی کره زمین را خوردیم...

36 صفحات
978-600-92104-0-4
تصويرگر:سیلویا بونانی
حق امتياز انتشار:فارسی
زبان:فرانسوي
گروه سني:
مترجم:آرتمیس ایلخانی پور
مولف:آلن سر
ناشر:Rue du monde,  انتشارات کودکان، ايران
چکیده:« وقتی کره زمین را خوردیم » کتابی است در اهمیت حفظ محیط زیست و مسئولیت انسان‌ها به خصوص کودکان در قبال حفظ منابع زمین.

«وقتی آخرین یخ‌های قطبی را آب کردیم… وقتی آخرین درخت را قطع کردیم… وقتی آخرین حباب هوای پاک و خالص را فروختیم… تنها چیزی که برایمان باقی می‌ماند، پول است. ولی پول خوردنی نیست…».

این جمله‌های هشداردهنده و تأمل‌برانگیز، خطاب به همه مردم روی زمین و به ویژه کودکان، از هر قشر و با هر فرهنگی هستند. اگر به تصویرهای کلاژ بسیار زیبای کتاب نگاه کنید، با دقت و کنکاش بیش‌تر، جزئیات آگاهی‌بخش فراوانی در آن خواهید یافت و پی خواهید برد که روند تخریب محیط زیست یا به تعبیر هوشمندانه‌ی نویسنده‌ی کتاب «خوردن کره‌ی زمین» به تازگی و از سوی گروهی خاص از مردم آغاز نشده و چندین نسل پیاپی است که ادامه دارد، اما با گذشت زمان شتاب بیش‌تری می‌گیرد.



رمضان

29x24
32 صفحات
978-600-672-906-0
تصويرگر:
حق امتياز انتشار:فارسی
زبان:فارسی
گروه سني:+9
مولف:صابری، بابک
ناشر:انتشارات کودکان، ايران
چکیده:گاهی می پرسیم: رمضان و روزه برای چیست؟راستش من هم خیلی نمی دانم اما می خواهم احساس خودم را برایت بگویم. بعدش اگر دوست داشتیروزه بگیر. در هر صورت رمضان مال توست...
یکبار من دلم بستنی خواست. اب مادربزرگ رفتیم به بستنی فروشی. مادربزرک گفت: ای مادر یادم رفته پول بیاورم. آقای مغازه دار گفت: عیبی ندارد, اصلا مهمان من باشید. رمضان هم اینجوری هاست. حالا یک ماجرا دیگر....



رستم و سهراب

21*28
36 صفحات
978-964-391-746-3
بازنویس:ابراهیمی، جعفر
تصويرگر:طباطبايي، کمال (سيد فضل ​اله)
ناشر:کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان
چکیده:رخش اسب رستم، پهلوان ایرانی به دست سواران پادشاه سمنگان اسیر و به شهر برده می‌شود. رستم در پی اسب خود به دربار پادشاه راه می‌یابد و عاشق تهمینه دختر شاه سمنگان می‌شود. رستم با تهمینه ازدواج می‌کند و به ایران‌زمین باز می‌گردد از او پسری به دنیا می‌آید که سهراب نام می‌گیرد. سهراب در جوانی جویای یافتن پدر است که این خود باعث بوجود آمدن ترادژی مرگ وی توسط رستم می‌شود.



سانتا ماريا

408 صفحات
964-337-079-8
,  ,  ,  دوستي,  
ناشر:نيستان
نويسنده:شجاعی، سيدمهدي
چکیده:سانتاماریا مجموعه ی چهل داستان کوتاه از سید مهدی شجاعی است . داستان های کتاب به دو بخش تقسیم شده اند: دوره ی ۶۷-۷۷ و دوره ی ۶۷-۵۷. داستان‌های هر دوره کاملا منطبق بر فضای حاکم بر اجتماع،‌ دغدغه‌ها، افق‌ها، نگرانیها و روزهای آن سال‌هاست. در دوره ۵۷ تا ۶۷ بیشتر با ادبیات دفاع مقدس مواجهیم. رشادت‌ها و مردانگیها. ایثارها و ازخود گذشتگیها… شهید و کمی جلوتر خانواده شهید. ارتباط معنوی و معنایی شهید و اطرافیانش. و دغدغه‌های اجتماعی آن دوران به عنوان زهد پذیری و زهد گریزی و … در دوره ۶۷ تا ۷۷ با نگرانیهای جدید نویسنده روبروییم. انتقاد به شیوه مدیریت،‌ سوء استفاده‌ها، سوء مدیریت‌ها و … دغدغه‌های نویسنده دیگر شهادت و مردانگی نیست، شهادت گریزی و نامردی است. نویسنده ذره‌بین خود را در سال‌های ۵۷ تا ۶۷ روی دل و احساس مردم گذاشته بود،‌ اما در دهه بعدی نویسندگیاش نگاهش را کمی بازتر نوشته و به روابط آدم‌ها از دو به دو تا کلان پرداخته. نگاهی که رنگ و بوی زنگ خطر برای بیماریهای اجتماعی داشتند و بسیاری که درک افق دید او را نداشتند برآشفتند و شکایت‌هایی هم شکل گرفت… در سانتاماریا داستان‌هایی است که به نظر بسیاری از کارشناسان معیار ادبیات داستانی بعد از انقلاب است،‌سنگین و متین و کار درست،‌ شاید مثل: شیرین من بمان، قابیل ۱۹۹۶، ماه‌جبین، کار ناتمام و دزد ناشی… داستان های بخش ۷۷-۶۷ عبارتند از: ماه جبین، شیرین من بمان، برای زندگی، پارک دانشجو، ویروس، دزد ناشی، کارِ ناتمام، شازده، قابیل ۱۹۹۶، طوقی از تاول، زیر دوش دیدم، افسانه، شکیبا، سانتاماریا و داستان های آخرین دفاع، امروز بشریت، آب در لانه، یکی بیاید مرا تحویل بگیرد، با یه جنگ چطوری؟، حساب پس انداز، راه خانه کجاست؟، کسی که آمدنی است، دو کبوتر، دو پنجره، یک پرواز، آبی، اما به رنگ غروب، راز دو آینه، آن شب عزیز، آرامش قهوه ای، بغض آینه، امضاء، ضریح چشم های تو، مرا به نام تو می خوانند، تویی که نمی شناختمت، دیدار معشوق، عشق چه رنگی است؟، خالد، بیست و یک سال تجربه، ناخلف، شکار شکارچی، چوب کاری، تو گریه می کردی در بخش ۶۷-۵۷ آمده اند.



نمکی

32 صفحات
چکیده:تصور کنید که یک خانه با هشت درب داشته باشید. فکر می کنم گاهی اوقات بستن تمام درب ها را فراموش کنید! اما من به خدا امیدوارم که اگر تا به حال فراموش کرده اید که یکی را ببندید - همانند داستان نمکی که در آن فراموش کرده اید هشت درب را ببندید...

کتابهای 86 تا 90 از 147    صفحات:   <  10  11  12  13  14  15  16  17  18  19  >
نمايش كتاب‌های دارای حق انتشار
©2002-2019 KIA literary agency based in Tehran. All rights reserved.   powered by: NeekPendar Group info@neekpendar.com