کتابهای 41 تا 45 از 147    صفحات:   1  2  3  4  5  6  7  8  9  >
نمايش كتاب‌های دارای حق انتشار

پرنده طلایی

21*28
32 صفحات
978-964-391-347-2
تصويرگر:غريب پور، بهزاد
زبان:کردي,  فارسی
ناشر:کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان
نويسنده:کریم زاده، منوچهر
چکیده:روزی از روزها، وقتی پیرمرد رفت دامش را جمع کند، دید پرنده طلایی قشنگی افتاده توی دام. پیرمرد پرنده را گرفت. خواست آن را بگذارد توی توبره اش، که به امر خدا قفل زبان پرنده وا شد و گفت:«ای مرد! من چهار تا جوجه دارم و چشم به راهند براشان غذا ببرم. بیا من را آزاد کن؛ در عوض هر چه بخواهی به تو می دهم.»



وقتی مامان بزرگم کوچک می شود!

64 صفحات
978-600-6729-07-7
تصويرگر:زائري، مهرداد
زبان:فارسی
گروه سني:
مترجم:علی عبدالهی
مولف:اینکا پابست
ناشر:انتشارات کودکان، ايران
چکیده:Inka Pabst یک داستان کوچک در مورد خداحافظی نوشته
است که به قلبتان نفوذ می کند.



آهنگ تار کولی

21*28
32 صفحات
978-600-93827-5-0
تصويرگر:هاله توکلی
ناشر:موسسه پژوهشی تاریخ ادبیات کودکان
نويسنده:محمدي، محمدهادي
چکیده:آهنگ تار کولی داستان آوارگی کولی ها بر روی زمین از هزاره های دور تاکنون است. مردمی که تاریخ هند و ایران آن‌ها را دوره گردان آهنگ پرداز و آوازه خوان نامیده اند. آهنگ تار کولی با زبان نمادین چهار عنصر بنیادین هستی را که آب، آتش،‌ خاک و هوا هستند در پیکر چهار فرزند بابا کولی که شخصیت اصلی داستان است، نهاده است.



هکتور
تصويرگر:زائري، مهرداد
ناشر:انتشارات Piper، آلمان,  انتشارات Odile، فرانسه



هایدی

50 صفحات
978-600-92104-4-2
تصويرگر:هانس بیندر
حق امتياز انتشار:فارسی
حمایت:Prohelvetia
زبان:آلمانی
گروه سني:
مترجم:سهیلا حسن زاده پشنگ
مولف:پیتر اشتام
ناشر:آتلانتیس,  انتشارات کودکان، ايران
چکیده:هایدی، دختربچه یتیمی است که یک سال بعد از تولدش پدر و مادرش را از دست‌ داده و دته سرپرستی او را به‌عهده‌ می‌گیرد. در واقع داستان از روزی شروع می‌شود که «دته» کاری در شهر یدا کرده و دیگر نمی‌تواند از «آدلاید» که همه او را هایدی می‌نامند نگهداری کند بنابراین تصمیم می‌گیرد که او را به نزد پدربزرگش که تنها فامیل اوست ببرد تا او مسئولیت سرپرستی از هایدی را به ‌عهده بگیرد. اما پدربزرگ در دامنه کوه‌های آلپ دور از روستا و مردمش، با سگش «جوزف» به تنهایی زندگی می‌کند. او ظاهراً دوست ندارد با کسی مراوده‌ای داشته باشد با این وجود هایدی خیلی زود خود را در قلب پیرمرد جا می‌کند. تنها کسی که به خانه پیرمرد رفت و آمد می‌کرده چوپان کوچولویی به نام «پیتر» است که روزها بُزهای اهالی روستا را برای چرا به اطراف خانه پیرمرد می‌برد. پیتر نزد مادربزرگش زندگی می‌کند. او پیرزنی نابیناست و بزرگترین آرزویش این است که کسی برایش از روی کتاب محبوبش بخواند. او معتقد است که پدربزرگ هایدی حق ندارد از رفتن هایدی به مدرسه جلوگیری کند. روزها می‌گذرد. یک روز عمه دته متوجه می‌شود که یک تاجر ثروتمند آلمانی دختری فلج به نام «کلارا» دارد و چون کلارا دچار افسردگی ناشی از بیماری شده به دنبال یک همراه و همدم برای او می‌گردد. عمه دته این موضوع را فرصت خوبی برای آموزش و تحصیل هایدی می‌بیند و ترتیبات سفر هایدی به آنجا و ماندن او پیش کلارا را فراهم می‌کند. اما هایدی بیش از پیش به کوهستان و پدربزرگ و پیتر انس گرفته و اصلاً دوست ندارد آن‌جا را ترک کند...

کتابهای 41 تا 45 از 147    صفحات:   1  2  3  4  5  6  7  8  9  >
نمايش كتاب‌های دارای حق انتشار
©2002-2019 KIA literary agency based in Tehran. All rights reserved.   powered by: NeekPendar Group info@neekpendar.com